> هوشنگ جاوید
در زمینه آثار موسیقایی مذهبی متاسفانه چندان آثار درخوری در بازار موسیقی وجود ندارد . آلبوم ذوالجناح به آهنگسازی عماد توحیدی تجربهای زیبا و درخور توجه در این زمینه است . این اثر تجربهای مدرن در موسیقی مذهبی است . عماد توحیدی از سازهای کوبه ای شناخت خوبی دارد و آوازهای محلی عزا را هم خوب میشناسد . و در زمینه مرثیه و سوگ ملی هم تجربیاتی دارد و در این زمینه هم تحقیقاتی انجام داده است . در نتیجه توانسته در این اثر تلفیق خوبی از آوازهای مناطق مختلف ایران با سازهای کوبهای انجام دهد . در واقع او با بهره بردن از ریتمهای مختلف سازهای کوبهای و تلفیق آن با موسیقی و آوازهای محلی تجربه متفاوت و زیبایی در موسیقی مربوط به عاشورا انجام داده است . اثری که به نظر من برای آیندگان الگوسازی میکند و به آنها میآموزد که از فرمهای متنوعی برای موسیقی مذهبی استفاده کنند . البته توحیدی به مدد شناختی که از اینگونه موسیقی دارد ، توانسته دست به این تجربه متفاوت و ماندگار بزند .
روزنامه شرق – سال پنجم – شماره 1141 – چهارشنبه 01/10/89
فضایی متنوع از ریتمها و آواها
موسیقی مذهبـی در ایـران ریشـهای بسیار عمیق دارد که با ورق زدن صفحههای تاریخ با اشکال مختلفی از این ژانر روبهرو میشویم . طی سالهای اخیر در این آشفتگی و هیاهوی نامناسب نواهای مذهبی ، هنرمندانی با ارائه آثاری جدی ، روی دیگری از این موسیقی را نشان دادهاند . موسیقیای که دربرگیرنده تمام نتهای آهنگساز برای این اثر با در نظر گرفتن بعد مذهبی آن است اما در بین این آثار ، موسیقیهایی شنیده میشود که مخاطب را با گونه جدیدی از موسیقی مذهبی و شاید دینی آشنا میکند . موسیقیای که با رویکردی جدید بازگو کننده روایتهای تاریخ – مذهبی است .
"ذوالجناح" کاری به آهنگسازی عماد توحیدی با تنظیم بابک شهرکی ، جزو این دست آثاری است که تجربهای نو در موسیقی مذهبی پدید آورده است . آهنگساز این آلبوم سعی کرده از هر نوع تداعی و ارجاع مستقیم و ملفههای همیشگی که در این ژانر از موسیقی وجود دارد ، پرهیز کند . با عماد توحیدی درباره این آلبوم گفتوگویی انجام دادهایم که در ادامه میخوانید .
· آلبوم ذوالجناح از کجا و با چه تفکری شکل گرفت و در واقع ایده اصلی کار از کجا شروع شد ؟
ذوالجناح بخشی از سه گانه کولی کوبی ، ذوالجناح و قلندروار (با صدای علیرضا افتخاری) بود . ایده ساخت این سه آلبوم زمانی در من شکل گرفت که میکوشیدم در قالب یک ارکستر کامل و منحصر به فرد از سازهای کوبهای تعریف جدید در موسیقی ارائه دهم . میدانید که همیشه موسیقی را بر اساس سازهای ملودیک مینویسند و سازهای کوبهای را زیر مجموعهای از آن در نظر میگیرند .
این سه آلبوم به نوعی اعلام حیات مستقل این سازها و اعتنای جدی به قابلیتهای این گروه است . شعر و ملودی در موسیقی پیوسته محبوس در تعهدات ازلی و فرهنگ معانی و تداعیهای خویشاند . محدود به مرزهای فرهنگی و جغرافیایی اما سازهای کوبهای خصلتی سیاحوار و جهان وطن دارند ، یک کیفیت بدوی و بیمرز . بعد از انتشار "کولی کوبی" ، فکر ساخت یک اثر دینی به قصد ایجاد یک فضای متنوع و تازه و به دور از فرمولهای رایج و مصرفی "روز" را با رضا مهدوی ، مدیر مرکز موسیقی حوزه هنری در میان گذاشتم . او که خود یک مدیر آگاه و فرهیخته و از مشوقان همیشگی انتشار موسیقی های نوآور و متفاوت است ، این ایده را پذیرفت و کار با حمایتهای او آغاز شد .
· بسیاری معتقدند این اثر برخاسته از حنجره اقوام و ملتهاست . نظر شما چیست ؟
شاید دلیل این تداعی استفاده از سازهای کوبهای فرهنگهای متفاوت و در برخی جاها استفاده از شگردها و آواهای ملل و اقوام گوناگون باشد . من در کولی کوبی این معنا را با استفاده از یک مجموعه بزرگ سازهای کوبه ای و همچنین آواهای کلیسایی ، مقامهای خراسانی ، دوبیتیخوانی کرمان و مناطقی از زاگرس (بختیاری) ، موسیقی آفریقایی ، آوازهای معابد هند ، مقامهای موسیقی نقاط مختلف از کشورهای اسلامی ، شروهخوانی بوشهر و اشاراتی به موسیقی جز (JAZZ) و حتی اذان و اقامه تجـربه کرده بودم . در ذوالـجناح نیز قطعات در فضـای متنوعی از ریتمها و آواهای فرهنگهای مختلف اجرا شدهاند .
· آیا نمی شد این نگاه صرفاً محدود به جغرافیای ایران باشد ؟
قصد من ایجاد یک فضای سیال و بیمکان بود . از سویی اگر شما جغرافیای ایران فرهنگی و نه ایران مرزبندی شده امروز را نگاه کنید ، موسیقی ما از تاجیکستان تا بخشهایی از هند و کشمیر و تا آسیای صغیر و کشورهای عربی ردپای قابل توجهی دارد . این اثر را میتوان ارائه دهنده منظومهای از تفکر دانست که بنیادهای فکری ایرانی در کنار نگاه اساطیری کهن و تداخل آن با رسم شیعه و خاطره مقدس واقعه عاشورای سال 61 هجری و آیینهای سور و سوگ و فرهنگهای متنـوع این محـدوده دانست . موسیقی دینی قبل از تبعیت از فـرم و الگوهای کهنه یا نو ، دارای روح واحدی است که میتواند در قالبهای متنوعی بروز و ظهور کند .
· شما چه تعریفی از موسیقی دینی دارید ؟
موسیقی دینی نهایتاً با هدف پرستش و معرفت الهی یا ارج نهادن به قداستی عمیق ساخته میشود . من قول کریستف ولف را در اینجا تکرار میکنم . او میگوید موسیقی دینی فرصتی برای موسیقیدان است به جهت آنکه در قالب یک بیانیه، اعتقاداتش در مقام یک مومن را با اعتقاداتش در کسوت یک هنرمند یگانه سازد .
· و خواستید بیش از آنکه در این اثر درگیر مویه ، تضرع و استغاثه شوید بر شور و شکوه واقعه عاشورا متمرکز باشید ؟
صددرصد . خاصیت سازهای کوبهای ایجاد یک فضای پرشور و پرتپش است و منحصراً در این اثر دغدغه من خوانشی بر اسـاس سنت موسـیقی دینی در اشـکال متنـوع و مشـروعیت دادن آن در فضایی مدرن و تجـربه نشده بود . ما عموماً فیالمثل در مواجهه با واقعه عاشورا به اشتباه تنها بر قساوت ستمگران انگشت میگذاریم و برای تحریک عواطف آن را برجسته میکنیم در حالی که نباید عظمت و غایت و شکوه این واقعه تقلیل و تخفیف یابد . به قول دکتر شریعتی "همیشه زخم های تن حسین (ع)" به رخ کشیده میشود اما جنبههای انقلابی و حق طلبی آن نادیده گرفته میشود."
موسیقی دینی یا مذهبی نباید به جای تحـریک عقلانیت ، عامـل تخـدیر آن باشـد . جلوگیری از این امر به عهده معرفتاندیشان است که حادثه کربلا را یک حادثه عاشقانه زیبای دلربای ایثارگرانه میبینند .
·و برای برجسته کردن این فضا حتی از سازهایی که سابقه حضور در موسیقی مذهبی را هم ندارند نیز استفاده شده ؟
ببینید ! خواسته و مطلوب من پرهیز از هر نوع ارجاع و تداعی مستقیم و شرطیشدنهای همیشگی بوده است . شاید نوعی عادتگریزی خطرناک و جسورانه ! ذوالجناح بر اساس تفکری وزن محور طراحی شده است که اصرار بر شنودی مستقل و دور از عادات شنیداری دارد و اجرای این تفکر فضای نامحدودی در استفاده از سازهای کوبهای متنوع میطلبد.
· در عنصر آواز و آواهای انسانی نیز این بداعت و عادتگردانی دیده میشود .
درست است . همنشینی مقامهای خراسانی ، بوشهری ، کردی ، آذری ، عربی و آفریقایی و حتی موسیقی کلیسایی به دور از قید و بندهای همیشگی و غوطهور در شور و شوریدگی و شیدایی مغتنم من بوده است.
· نکته قابل توجه تر در این آلبوم استفاده از دوبیتی خوانیهای عروسیهای بوشهر و گاهی بهره گیری از آواهای ماهیگیری و موسیقی کار و همچنین استفاده از ریتم های 6/8 و 5/8 در بطن یک موسیقی مذهبی است . آواها و ریتمهایی که در سنت عزاداری مرسوم نیست !
درست است ! خواستم رهایی از فضاهای مستعمل و فارغ از تاثیرگذاری مناسب قالب عزاداریهای امروز را در این آلبوم تجربه کنم که همه اینها میتواند در خدمت یک تفکر زیباشناسانه تازه قرار بگیرد . حتی وقتی که حقیقت کهنسال را یادآوری میکند .
· قبول دارید تحصیلات سینمایی شما در تصویرساز بودن موسیقیتان تاثیرگذار بوده است ؟
شاید . تعلیقها ، سفرهای صوتی سریع از جغرافیایی به جغرافیای دیگر ، پلانبندیهای قطعه و ... شاید بیتاثیر نبوده است .
· پیشنهاد شما در این اثر به فضای کلی موسیقی مذهبی ایران ، نوجویی منطبق بر استفاده هوشمندانه از عناصر بومی و موسیقیهای فولکلور است ؟
من در بخشی از صحبت به روح واحد این نوع موسیقی که در قالبهای متنوع اجرا میشود ، اشاره کردهام . این روح واحد در تلاوت قرآن کریم ، اذان ، ذکر ، ورد ، زیارتنامهخوانی ، چاووشیخوانی ، منقبت ، نعت ، مدح ، سینه زنی ، تعزیه، نوحه و حتی مناسک صوفیانه تجلیات گوناگون دارد . از طرفی هر منطقه از ایران تمام این موارد را با توجه به سنت های موسیقایی فرهنگ خویش اجرا میکند . مسلماً میتوان از سر تدبر و تحقیق وارد شد و حاق و ماهیت و ریشه فرهنگ موسیقایی نواحی مختلف ایران را شناخت و در جهت اجراهای دلپذیر و بدیع به کار برد.
· و آیا گرایشـی که موسیقی مذهبـی ما به سمت موسیقی پاپ پیدا کـرده است هم نوجـویی محسوب میشود؟
پرواضح است که جواب شما منفی است . این انحراف ابتدا ریشه در استفاده از اشعار سست و روزمره دارد . نوعی ادبیات قربانصدقه و خودمانی دور از شأن فرهنگ فاخر و عزاداری !
وقتی ما در نوحه خوانی قافیه پردازی سست "بوی یاس و ، حرم عباس و ، کربوبلا"/" بوی سیب و حرم حبیب و حسین غریب و کرب وبلا" را میشنویم که جایجای آن "قربون چشات برم"، قربون موهات برم" گفته میشود تکلیف ملودی کاملاً روشن است . نهایتاً اثری سودجویانه و سوءاستفادهگر از عواطف صادقانه عوامالناس شکل میگیرد و بارها شده که برخی از این اجراها برای من یادآور آثار دست چندم پاپ ایرانی ، عربی ، هندی و استانبولی بوده است . این افت کیفیت هنری بیتردید در افت کیفیت معنوی این سنتها نیز بسیار موثر است و قبح این ناروایی برای بسیاری از ما عادی شده ، در نظرمان زایل گشته و غافلانه حتی این فضا را سالم میانگاریم !
زمانی بهترین استادان موسیقی ایرانی از مشهورترین موذنان و مداحان و منقبت خوانان عصر خود بودند . حاج موذن تفرشی ، سید حسین عندلیت اصفهانی ، جناب دماوندی ، سید عبدالرحیم اصفهانی ، قربانخان شاهی ، میرزا اسماعیل خان کرمانی و جناب تاج اصفهان همگی از اساتید مسلم موسیقی و در شعاع ادبیات کلاسیک ایرانی و متصل و مقرب به معرفت بودند ولی اکنون در شرح قالب آنچه که میشنویم باید به قول سعدی گفت :
«گر تو قرآن بر این نمط خوانی / ببری رونق مسلمانی»
موسیقی مذهبی در ایران دچار نوعی کثرتبینی و ظاهربینی شده است و دلیل آن غفلت جاهلانه از شأن و مرتبتی است که موسیقی روحانی دارد . شأن موسیقی منطبق بر معرفت در طول تاریخ همواره مورد تذکر جدی بوده است . از تفسیر تئوری فیثاغورثیان تا آرای فلاسفه و عرفا از جمله "اخوانالصفا" مرتبت قدسی این موسیقی روحانی مورد اشارت و عنایت قرار گرفته ، به قول مولانا :
«پس حکیمان گفتهاند این لحنها / از دوار چرخ بگرفتیم ما
ما همه اجزای آدم بودهایم / در بهشت این لحنها بشنودهایم»
یا در جای دیگری میفرمایند :
«قوتی گیرد خیالات ضمیر / بلکه صورت گیرد از بانگ صفیر
آتش عشق از نواها گشت تیز / آنچنان که ، آتش آن جوز ریز»
فراموش نکنیم که در اعصار گذشته صنف مداحان دارای فتوتنامههایی سرشار از عنایات و اشارات بودهاند که جمیع ویژگـیها ، اخـلاقیات و قوانین مداحی را با تعبیرات صـریح ترسیـم کردهاند و همینطور در مـورد منقبتخوانان که سادهخوان ، قراخوان و مرصعخوان را با شرح تفصیلات از هم و بر مبنای تواناییهای متفاوت تمیز دادهاند . هر مقام را ادبی است . این فتوتنامهها ادب اهل شریعت را در مقام مداح یا منقبتخوان ، سخن گفتن خردورزانه ، معرفتشناس و متکلم پسند میدانند و بر اخلاقیات تاکید بسیار دارند .
شرط اول مجریان این معاریف را صاحب دلی و پاکی میدانند و اشارت دال بر این معنا آنقدر فراوان است که حاجت به نقد نیست ولی امروزه حتی گاهی در برخی اشعار و ملودیهای نازل دستهای از مداحان شاهد وهن جدی اهل بیت هستیم . اگر دستاندرکاران این حرفه سیره خاندان عصمت و طهارت را به جان بدانند ، طهارت و قوت نفس داشته باشند و تقرب معرفتی و فرهنگی و حرفهای با شعر و موسیقی پیدا کنند حتماً نمونههای باارزش و باهویت جای خود را باز میکند ، نمونه هایی که هم سهم دل را میدهد و هم سهم عقل را .
«طریق عشق طریقی عجب خطرناک است / نعوذبالله اگر ره به مقصدی نبری»
· نقش نهادهای مرتبط را چقدر در این بازیابی موثر میدانید ؟
حسن عمل هم رضایت خلق را در پی دارد و هم رضایت خالق را . وزارت ارشاد ، حوزه هنری (که انصافاً موفقتر از سایر نهادهاست) و بیشتر از این دو ، صدا و سیما میتوانند بسیار بهتر عمل کنند و به بسترهای غنی فرهنگی و میراث باارزش ما در این نوع موسیقی توجه کنند و از ترویج نمونههای نازل و عامه پسند بپرهیزند . اینگونه است که رقم توفیق قطعی بر پیشانی این مراکز حک میشود .
مجله شبکه هنر – شماره چهارم – نیمه دوم آذر 89 – ویژه محرم

خبر:
عماد توحیدی با موسیقی نمایش «شن» دربیست و نهمین جشنواره موسیقی فجر.
عماد توحیدی با ساخت موسیقی نمایش«شن»به کارگردانی کتایون حسین زاده در بیست و نهمین جشنواره موسیقی فجر حضور دارد .این نمایش در بخش چشم انداز جشنواره بیست و نهم فجر پذیرفته شده است و نمایشی مدرن است از زندگی دو زن در خانه ای که در حال فرو رفتن در شن است.نمایش شن با نقش آفرینی الهام پاوه نژاد و پریزاد سیف است و از دیگر عوامل می توان به قباد شیوا ( طراحی پوستر و بروشور)،نور الدین حیدری ماهر ،فریبرز دارایی،ناصح کامکار ،مهدی نصیری ،ماریا حاجیها،آزیتا سمناک ،سمانه حسینی و نعیم فاخته اشاره کرد.
باران ببار شاید اگر دیر تر شود
این قامت خمیده نصیب تبر شود
خاکستریم و تشنه یک نم طراوتیم
بر باد می رود اگر دیر تر شود
سلام...درود...سپاس
عذر تقصیر بابت تأخیر و سپاس از حضور مداوم شما دوستان نازنینم در آن سوی پنجره وبلاگ قلندروار که نیمرنگ های ظریف و نازکیهای احساس تان گرمای لذت بخشی بر جانم می نشاند.ببخشایید مرا بابت غیبت و تعلل در پاسخ به پیام ها؛که معلول مشغله های کاری و تحصیلی است.قصد این بود که،با درج دو غزل وبلاگ را به طور مختصر تازگی ببخشم امادریافت ایمیل و کامنتهای مختلف که در موضوع و محتوا گاه تا چند بار تکرار شده اند مرا ملزم نمود به نکاتی اشاره کنم. .ابتدا از تمام عزیزانی که با ارسال کامنت ، ایمیل مکرر جویای احوالات بودند و هر ازگاهی معترضانه ابراز نگرانی می کردند بسیار بسیار سپاس گزارم.

پیش از این مطلبی از استاد توحیدی در وبلاگ درج شده بود، با عنوان مردم داری و مردم نداری.تعداد ی از دوستان از طریق ایمیل وکامنت های خصوصی هنوز در اینباره لطف می فرمایند و اظهار نظر میکنند و تقاضای پاسخ نیز دارند.خدمت شما عارضم این مطلب نظر شخصی استاد توحیدی می باشد و مربوط به شرایط و زمان درج مقاله در نشریه همشهری بوده است و ارتباطی به اتفاقات و احیانا رویدادهای اخیر ندارد.چه اینکه تمام سعی من در این وبلاگ بر این اصل استوار بوده است که ،تنها به فرهنگ و هنر و ترجیحا اطلاع رسانی پیرامون فعالیت های هنری استاد توحیدی بپردازم بدون هیچگونه چاشنی غیر هنری.
یاد آور شوم استاد عماد توحیدی برای من،فقط آهنگساز قلندروار نبوده و نیست نگاه متعالی ایشان به انسان و واقعیت های مربوط به آن و توجه به کرامت انسانی بهترین آموخته های من از مصاحبت با ایشان بوده است .از این حیث و با توجه به تلمذی که در این مدت نمودم به آن دسته از دوستانی که مکرر برایم می نویسند که چرا در سایت علیرضا افتخاری اظهار نظری نمی کنید؟ و یا در مواردی با انتقادات صریح و گاه تند وی را نقد می کنند و متعاقب آن نظر مرا جویا می شوند عرض می کنم که ،هرگز خود را در مقامی نمی بینم فردی را درحوزه قضاوت نارسای شخصی نقد کنم ،که بزرگ ترين ويژگي انسان در دو مورد است: عقل و اختيار!و قطع به یقین علیرضا افتخاری هم از این قاعده مستثنی نیست و بر پایه این دو شاخصه به تشخیص خود عمل می کند.
برای من هنرمندان در جایگاه هنری مورد توجه هستند ،چون همیشه اعتقادم بر این بوده است که در پس ظرافت طبع و نیروی آفریننده هنر گذشته از هر چیز ،انگیزه الهی نهفته است! و هنگامی که یک هنرمند اثرش از سوی مردمان فهمیده شد دیگر هیچکس محکوم عواطف خود نیست چون این انفعال روحی ویژه ای است که ، با هیچ یک از حالات عاطفی قابل قیاس نیست!
تنها به این مطلب اشاره می شود که ،علیرضا افتخاری از آن دست هنرمندان است که ، خلوت خصوصی هنرمندانه خودرا شکست تا ارتباط خودباجامعه ومردم را مطابق با رسالت حقیقی هنرمندانه اش بدون افاده و تکلف حفظ کند! آوازهای فرد گرایانه خود را به کناری نهاد تا با مردم همسو و همآ وا شود ،اما وضعیت اجتماعی و پیچیدگیهای آن ،وی را در دگرگونی های مقطعی سیاسی و برداشت های جناحی طیفی از سیاست بازان و بعضی مغرضان! تا حدی دچار مشکل کرد.علی ایحال همواره سعی من بر این است خود را در فضای انفعالی نقادی که اکنون در حیطه فرهنگ و هنر در آن غوطه ور هستیم ؛و گاه ابتذال و بی وقاری این اهرمهای انتقادی را به سمت ضعف و بی انصافی در قضاوت سوق می دهد وارد نسازم،ضمن اینکه در دنیای معاصر انسان جامع الجوانب است و به ندرت می شود به تمام ابعاد وجودی یک انسان که از او به احسن الخالقین یاد شده است دست یافت .اگر قلم فرسایی هم در اینباره از جانب من در سایت بوده و هست ،تنها بازتاب تاثیرات درک یک اثر هنری از سوی یک مخاطب علاقمند به صاحب اثر بوده است و محدود به تعامل میان یک اثر موسیقایی و جوشش احساس درونی یک شنونده می شود.بنابراین دوستانی که با قلم منتقدانه و (صد البته اندیشه مدار) مقوله سیاست و زوایای آن را در دایره بحث می آورند و از من انتظار پاسخ و استدلال دارند عذر خواهی می کنم و توضیحی را من باب موضوعات مطروحه بویژه در این وبسایت را ،لازم و مناسب نمی دانم.
متقاضیان کلاس های آموزش دف
آن دسته از دوستان که درباره شرایط حضور در کلاسهای آموزش دف استاد عماد توحیدی سوالاتی را می پرسند همچنین شماره تماس ایشان را می خواهند ؛می توانند به سایت که در فهرست لینکهای وبلاگ به آسانی قابل دسترس هست مراجعه کنند و از طریق آدرس ایمیل جناب توحیدی ارتباط برقرار کنند ،تا علاوه بر پاسخ پرسش ها در صورت لزوم شماره تماس هم در اختیارشان قرار گیرد و اطمینان داشته باشند که چنانچه پیامشان دریافت شود بدون پاسخ نخواهد ماند.باز هم اگر سؤالی بود در خدمت بزرگواران هستم.سخن کوتاه می کنم با ضمیمه تشکر مجدد از شمایاران همراه و آرزوی سلامتی و موفقیت برای خانواده محترم ، هنرمند و بزرگوار استاد توحیدی .
تشکر ویژه دارم از جناب دکتر شاهرخ نعیمی (امارات)سعید و سنا عزیز(ترکیه)و خانم کیانا امیدیان دانشجو دانشکده هنر های زیبای تهران و همچنین دوستان هنرمندم در گروههای موسیقی شهرستان های مختلف که با راهنمایی و نگاه مشفقانه در پیامهای مهر آمیز ،صادقانه اظهار نظر می کنند.
باشید همیشه و سهم شما از لطف حق بیشتر ین!
دو سروده از نشاط اصفهانی و کوتاه برگرفته از دلنوشته های استاد فواد توحیدی :
نه هشيــارم توان گفتن نه مستـم
كه هم پيمـانه هم پيمـان شكستم
ز پا افكنده ام خـود را درين دشت
مگـر روزي رسد دستـي به دستم
كـرا تـا ســوي مــن افتــد نظـــر باز
به صــد اميــد در راهـي نشستم
نميدانم تــو يـي با مـن دريـن بــزم
همي بينم كه خــود را مي پرستم
تو خواهي بود و تو بودي تو هستي
نخواهم بـود و نه بــودم نه هستم
_____________________عمر بگذشت و نماندست جزايامي چند
به كه باياد كسي صبح شود شامي چند
به حقيقت نبود در همه عالم جز عشق
زهد و رندي و غم و شادي ازو نامي چند
زحمت باديه حاجت نبود در ره دوست
خواجه برخيز برون آي ز خود گامي چند
طبع خاكي بنه و چاك بر افلاك انداز
مرغ كز دام برآيد چه بود بامي چند؟
شيخ را باك گر از طعنه خاصان نبود
من چه باكم بود از سرزنش عامي چند
آتشي بر سر اين كوي برافروخت نشاط
در نگيرد ولي از شعله او خامي چند
و تو چون بارانی
که در این خشک ترین فصل زمان،
به دلم می باری...
شب شعر و ساز با ياد شاعر زندهياد سيدمحمود توحيدي (ارفع كرماني) با حضور شاعراني از تهران و كرمان برگزار شد.
پنجشنبهشب ۲۰ خردادماه و در مراسم شب شعر و ساز كه قرار بود ازسوي حوزه هنري استان كرمان، معاونت فرهنگي شهرداري و شركت ملي سينماي ايران برپا شود ،شاعراني از تهران و كرمان به شعرخواني پرداختند.
در اين مراسم كه با استقبال زياد علاقهمندان به شعر و ساز به ويژه نوجوانان و جوانان همراه بود، گروه 80 نفري دفنوازان كرماني به سر پرستی سید وداد توحيدي فرزند سيدمحمود توحيدي (ارفع كرماني) كه به عنوان نماينده ايران موسيقي اصيل و ناب ايراني را سالهاست به صحنه ميبرند، به اجراي قطعه «رها» پرداختند.
اجراي گروه تنبورنوازان ارفع كرمان، گروه آوا و گروه موسيقي ارفع كرماني نيز از ديگر برنامههايي بود كه در شب شعر و ساز انجام شد.
حامد حسينخاني، حميد نيكنفس، سيدعلي ميرافضلي،مجتبي احمدي و منصور عليمرادي شاعران ممتازي از كشور و استان كرمان بودند كه در شب شعر و ساز ارفع كرماني به شعرخواني پرداختند.
رئيس حوزه هنري استان كرمان نيز در اين مراسم با تقدير از دستاندركاران برپايي شب شعر و ساز به ياد ارفع كرماني گفت: اين شاعر كرماني يك شاعر بسيار بزرگ است.
عباس سالاري با اشاره به رويكرد فرهنگي دولت در سومين دور سفرهاي استاني اظهار داشت: اين رويكرد فرهنگي دولت سبب ميشود كه بستر پرداختن بيشتر و گستردهتر به كارها و مسائل فرهنگي فراهم شود.
وي تصريح كرد: مردم زماني احساس واقعي خود را از هنر درك ميكنند كه حق انتخاب در اجراي برنامهها داشته باشند كه اين حق انتخاب با رويكرد فرهنگي سفرهاي دولت محقق مي شود.
رئيس حوزه هنري استان كرمان با بيان اينكه در يكي دو سال گذشته روي بحث مظلوميت فرهنگي خيلي بحث شده و مقام معظم رهبري روي اين موضوع خيلي تاكيد داشتند، خاطرنشان كرد: ما بايد از اين مظلوميت فرهنگي نجات پيدا كنيم.

سعيد يوسفنيا:
-
ارفع كرماني از مهمترين سرمايههاي شعر كشور است...
سعيد يوسفنيا پنجشنبهشب در شب شعر و ساز كه به ياد شاعر زندهياد سيدمحمود توحيدي (ارفع كرماني) برگزار شد، اظهار داشت: مسئولان فرهنگي استان كرمان نياز فرهنگي كرمان را عميقاً درك و شايستگي اين نياز را پاسخ دادند.
وي با اشاره به ديوان "ياسها و داسها " اثر ارفع كرماني تصريح كرد: ويژگيهاي شعر ارفع كرماني كار مشكلي است و شعرهاي ارفع آيينه تمام و كمالي از انديشه و تفكر اين شاعر است.
مدير گروه فرهنگ و ادب شبكه راديويي فرهنگ با بيان اينكه شهر كرمان در اغلب هنرها سرآمد است و هنرمندان بسيار برجستهاي دارد، خاطرنشان كرد:
-
ارفع كرماني مصداق كاملي از اشعار گنجوي است...
يوسفنيا گفت: شاعران به واسطه الهام با حقيقتهاي آسمان ارتباط دارند و ارفع كرماني از شاعراني است كه در ساحت تفكر توحيدي قرار دارد و اشعار وي ادامه جريان اصيل يك شعر فارسي است كه از صنايع غزنوي، عطار، و مولانا به اوج خود رسيد.
وي با بيان اينكه ارفع كرماني در ساحت انديشه ثنايي، مولانا، عطار و حافظ قرار دارد، اظهار داشت: اين شاعر بزرگ كشور سالها مشغول مطالعه انديشههاي اسلامي بود.
مدير گروه فرهنگ و ادب شبكه راديويي فرهنگ با بيان اينكه ديوان ياسها و داسهاي ارفع كرماني نشان ميدهد كه اشعار وي روح دارد و از حصار زمان و مكان خارج شده است، حتي اگر اين اشعار ناشناخته باشد، تصريح كرد: اشعار ارفع كرماني اگر يك مخاطب جدي داشته باشد نيز به هدف آرماني خود رسيده است.
يوسفنيا مجموعه ياسها و داسهاي ارفع كرماني را داراي شديدترين دغدغههاي بشري دانست و خاطرنشان كرد: اين دغدغهها زمان و مكان نميشناسد و براي همه انسانها و همه زمانها امكان وجود دارد.
وي گفت: ارفع كرماني شاعر حكيمي است كه پوسته واژه را شكافته و و به روح و صفاي واژه رسيده است و بايد ديوان اشعار ارفع كرماني تصحيح و در تيراژ بيشتر چاپ شود.
مدير گروه فرهنگ و ادب شبكه راديويي فرهنگ ارفع كرماني را از سرمايههاي شعر كشور دانست و تصريح كرد: نبايد شاعران و حكيمان را در جامعه با هم مقايسه كرد.
منبع گزارش:فارس
عکس:سایت استاد فواد توحیدی
بزرگداشت سید محمود توحیدی (ارفع کرمانی)
با حضور شعرای برجسته ی کشور و اجرای موسیقی عرفانی ایران توسط گروه ارفع کرمانی
-
با هنرنمایی گروه موسيقي «ارفع کرماني»:
«شب شعر و ساز» در کرمان برگزار می شودبرنامهي «شب شعر و ساز» با ياد شاعرزندهياد «سيد محمود توحيدي» (ارفع کرمانی) در کرمان برگزار خواهد شد.در اين برنامه،شاعران برجستهاي از تهران و کرمان به شعر خواني خواهند پرداخت. اجراي گروه موسيقي«ارفع کرماني» نيز از ديگر بخشهاي اين برنامه است.
رییس حوزه هنري استان كرمان در اين برنامه سعید یوسف نیا و مرتضی امیری اسفندقه از شاعران تهران و سیدعلی میرافضلی، محمدعلی جوشایی، مهدی صمدانی، حمید نیک نفس، منصور علیمرادی، حامد حسینخانی و مجتبی احمدی شاعران كرمانی به شعرخواني می پردازند.
وی به ۴ اجرای برنامه موسیقی از سوی گروه ارفع کرمانی اشاره کرد و افزود: گروه های موسیقی دف نوازان، تنبور نوازان، آوای ارفع و گروه عرفانی ارفع کرمانی به اجرای برنامه هنری در این شب می پردازند.
سالاری از علی رضا معینی، مجری برنامه های فرهنگی و هنری مطرح شبکه های سیمای ایران به عنوان مجری این برنامه نام برد.
وی با بیان اینکه حوزه هنری در هر یک از برنامه های فرهنگی و هنری خود تجلیل و یا بزرگداشت یکی از هنرمندان و فرهیختگان را در دستور کار خود دارد، عنوان کرد: سومین شب شعر و ساز کرمان با بزرگداشت زنده یاد توحیدی همراه است و به همین علت از گروه ارفع کرمانی که سرپرستی این گروه با فرزندان شادروان توحیدی است برای بخش موسیقی دعوت شده است.
برنامهي «شب شعر و ساز» به همت واحد آفرينشهاي ادبي حوزهی هنري کرمان، پنجشنبه ۲۰ خردادماه از ساعت هشت شب در تالار خانهي شهر کرمان برگزار خواهد شد. علاقهمندان ميتوانند براي کسب اطلاعات بيشتر با شماره تلفن: ۲۲۶۲۶۷۰ تماس بگيرند.
-
ورود برای تمام علاقمندان آزاد می باشد
-
خبر: سایت استاد فواد توحیدی
دادی مرا دلی و گرفتی دوباره اش
بگذار سر كنم گله در يادواره اش
از تنگنای تيره زندان سينه ام
فريادها كشيد و نكردی نظاره اش
ترسم كه عرش شعله كشد از لهيب دل
گر سر كشد ز روزن گيتی شراره اش
هرگز مباد محو ز دل , نقش روی او
نقشی كه حك شده است به اوراق پاره اش
تكبير سرو حرز معلای قامتش
مهتاب مانده محو رخ ماهپاره اش
از قله سپيد تمنا كند ظهور
صد آبشار نور ز شط ستاره اش
رويد ز كينه زار سياه تضادها
گلبوته های آشتی از يك اشاره اش
از فرط بخشش اش , گنه آن قدر می كنم
عاجز شود به روز شمار از شماره اش
ارفع مقيم كعبه دل شو كه هر زمان
پيغام دوست می رسد از هر مناره اش
« ارفع کرمانی »
- اشاره
بر روی جلد شماره ۱۱ اردیبهشت ماه ۸۹ همشهری جوان تصویری از هنرمند مردمی کشور مان چاپ شد که اسباب دلگیری بسیاری از دوستداران این خواننده محبوب سنتی را موجب شد.در همین شماره عماد توحیدی آهنگساز آلبوم قلندروار یادداشتی را پیرامون اخلاق هنری و مردم داری ایشان به رشته تحریر در آورده بودند که متاسفانه به دلیل تخطی تحریریه این نشریه از وظیفه امانتداری و اخلاق رسانه ای این مطلب را به شکل نا مطلوب سانسور نمودند.متن کامل این یادداشت را در ذیل بخوانید.
مردم داري و مردم نداري
نفر اول آواز آزمون باربد در سال 1355. از اصفهان، صاحب مكتب آوازي قدرتمند آمده است و با اين حال علاوه بر تاثيراتي كه از سلوك آوازي استاد تاج اصفهاني گرفته، از مطالعه آواز ايرج و گلپا و شاگردي شجريان توشهها برگرفته ولي زماني كه بسياري از خوانندگان، مسخ آوازخواني فاخر شجريان سعي در تقليد از او داشتند و دارند، به ميدان آمد و توجه عام و خاص را به خود جلب كرد. خوانندگي در آثار متنوع و حتي بازخواني تعدادي از آثار قديمي توسط او چنان با قدرت، گرمي و زيبايي همراه است كه در تاريخ معاصر موسيقي ايران خوانندهاي به اين حد ماهر در اجراي طرحهاي متفاوت يافت نميشود. گروهي او را متهم به پركاري و ضعف در بعضي آثار ارائه شده ميكنند اما من بر اين باورم كه شرايط اجتماعي كنوني و فضاي حاكم بر جامعه هنري ايران چندان هم زاينده و نه حتي آبستن آثاري درخشان در هيچ كدام از رشتههاي هنري نيست. هنوز هم در معرفي بهترين آثار موسيقي (هنري) به دهههاي 50-40 و نهايتا 60 رجوع ميكنيم. به طور مثال اگر آثار گذشته استاد شجريان با همكاري فرامرز پايور، محمدرضا لطفي و پرويز مشكاتيان با آثار اين سالهاي ايشان مقايسه كنيم به نتايج روشنتري در اين بحث ميرسيم.
عليرضا افتخاري مردمدار و مردممدار است. او نگاهي متكبر به مردم سرزمينش ندارد. مردم او را دوست دارند و با صدايش خاطره دارند. درباره استادش مرحوم تاج اصفهاني شنيدهام كه در نانوايي، تاكسي و سرزاينده رود روي كسي را براي خواندن به زمين نميانداخته است؛ البته افتخاري نبوده ولي دوستدار واقعي مردم سرزمينش است و از آنها دوري نميكند. با كمال فروتني، ادب و صداقت به حرفهايشان گوش ميكند، به آنها امضا ميدهد و با آنها عكس ميگيرد و نيك ميداند كه اينان او را چنين پايگاهي بخشيدهاند. حضور او در رسانه هم به همين خاطر است. كاستيهاي صداوسيما را در ارائه آثار فاخر ميداند و جا خالي نميكند. سعي ميكند در همان چند بيت آواز كه در راديو يا تلويزيون ميخواند، مردمان دوردست اين سرزمين و نه فقط روشنفكر نماهاي بالاي شهرنشين (كه دوست داشتن و نداشتنشان تابع مد است) را حظي جانانه ببخشد. مردم براي او تنها كساني نيستند كه پول بليت بازار سياه تالارهاي وزارت كشور و دو سوي آتلانتيك را دارند. او آلبومهايش را تا دور دست به دست مخاطبانش كه آنها را دستهبندي نميكند ميرساند و متاع خويش مينمايد تا قبول افتد تا در نظر آيد. حتي منتقدان جدي اين سالهاي او- چه آناني كه دلايل قابل قبولي براي نقد آثارش (از جمله آلبومهاي پاپ) دارند و چه آنهايي كه دلايل مردودي از جمله اينكه هنرمند نبايد در دسترس باشد- در يك باور مشتركند؛ او خوب ميخواند! نه! او بسيار خوب ميخواند!
در هر سبك و روش و تاليفي و بسياري از اين نقدها (بخوانيد ايرادگيريها) نه از غرض و مرض، كه از روي تعصبي است كه به صداي خواننده محبوب ديروز و امروزشان دارند. وقتي در همكاريهاي مشتركمان در آلبوم «قلندروار» از او خواستم كه كلمه «تَشنه» را «تِشنه» بخواند، از من پرسيد چرا؟ و من در پاسخ گفتم چون مردم تِشنه ميگويند و او با همان لهجه اصفهاني شيرينش جواب داد:
«هر چه مردم ميگويند درست است» و تِشنه خواند...
بگذريم كه هر بار آلبوم جديدي از او به بازار ميآيد حرف آن نوار فروش شهرستان دوردست سيستان و بلوچستان به يادش ميآيد كه گفته بود: «آقا هر بار كه از شما كار جديدي ميآيد فرزندان من كباب ميخورند»!
-
عماد توحیدی
چشمی دارم همه پر از دیدن دوست
یا دیده مرا خوش است یا دوست در اوست
از دیده و دوست فرق کردن نتوان
یا اوست درون دیده یا دیده خود اوست

